محمد جعفر بن محمد حسين نائينى

مقدمه 19

جامع جعفرى ( فارسى )

مخصوصا نگاه كنيد به صفحهء 809 ببعد . باوجوداين چند ، مورد هم از چشم تصرف‌كنندگان به در رفته است مانند صفحهء 120 و صفحهء 500 . « 1 » كتاب جامع جعفرى ، به وضعى كه اكنون به طبع رسيده ممكن است كامل نباشد . بدين‌توضيح كه يا مؤلف در اتمام آن توفيق نيافته و يا آنكه قسمتهايى از آن‌كه در بين الدفتين ديگرى بوده مفقود شده است . مثلا ، با اينكه در صفحهء 745 از « باب سيم از مجلد اول » يادشده در مواضع ديگر شمارهء ابواب قبلى نيامده . بنابراين معلوم نيست كه مؤلف كتاب را چگونه تقسيم‌بندى كرده بوده است . نكتهء ديگرى كه بايد بدان توجه داشت تكرار بعضى از مطالب است كه در دو موضع گفته شده ، مانند آنكه در صفحهء 424 در ذيل احوال علينقى خان ، مجددا به اخبار حكومت صادق خان زند مىپردازد و مىگويد « به موجبى كه در مساق نگارش احوال سلاطين زنديه در مفتتح كتاب سمت نگارش يافت . » فوائد متن جز اينكه كتاب مكمل تواريخ ديگر يزدست و در ابتداى اين مقدمه به آن نوع از فوايد اشارت رفت

--> ( 1 ) - واقعهء عبد الرضا خان يكى از گوشه‌هاى مهم تاريخ يزد و از وقايع قابل رسيدگى عصر فتحعلى شاه است ، بدان‌حد كه منجر به آمدن عباس ميرزا به يزد شد . قاآنى دربارهء فتح يزد و شكست عبد الرضا خان قصيده‌اى سروده است . عبد الرضا خان در افواه يزديان شهرت وافرى يافته بود و مردم براى او اشعارى عاميانه سروده‌اند . يكى از ابيات مشهور اين است : عبد الرضا خان كه شاه ميشه * بافق ما كربلا ميشه علت ذكر بافق ازين باب است كه اجداد او بافقى بودند و اغلب تفنگچيان او هم كه به حدود چهار هزار نفر بالغ مىشده بافقى و بهابادى بوده‌اند . و شايد هم از باب اينكه عبد الرضا خان به مردم بافق صدمه‌ها زد .